خرید بک لینک
(پلاسکو) چه روزگار پرشوری داشته ای روزی نماد تهران مدرن روزی مرکز تجارت ایران و سالها سرراست ترین آدرس تهران روزی شاهد صف کشیدن های مردم در تئاترهای لاله زار بوده ای و روزی دیگز شاهد انقلاب و اعدام مالک ات القانیان ....... و حالا سر پیری شاهد شکوه ایثار آتش نشانان غیور که به لطف سیاست بازی ها دس

برچسب: نویسنده: نیکا رفیعی تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 21:49

(دربان)

با کلید

یا لگد

در ها باز خواهند شد

با زنگار چفت و بست

یا موریانه ای که لا به لای درزها

جا خوش کرده است

در ها باز خواهند شد

با سقفی که فرو می ریزد

و دیواری که آوار ....

تمام این سالها

آب در هاون کوبیده است

دیگر آبی نمانده است

از این پس باید

هوا را بکوبد

دربان

برچسب: نویسنده: نیکا رفیعی تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 21:49

(بلا)

سیستان و بلوچستان را آب برده است

خوزستان را خاک

و برف تمام راه ها را بسته است

اما زودتر از همه

یکی باید به داد مسئولین برسد

آنها را خواب برده است

برچسب: نویسنده: نیکا رفیعی تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 21:49

(مترسک32)چه مترسک جالبی کت قرمز شلوار سفید کلاه لبه دار کافیست یک تابلو دست بگیرد تا مثل پیشخدمت رستوران ها به پرنده ها یگوید بفرمایید گندم حاضر است (مترسک33) مزرعه را فروخت معامله ی سختی بود همه چیز محاسبه شد خانه و زمین مرغ ها و اردک ها وسایل کشاورزی تنها مترسک بود که هیچ ارزشی نداشت (مترسک34)

برچسب: نویسنده: نیکا رفیعی تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 21:49

نگاهی به مجموعهی شعر «دایناسورهای معاصر» حمیدرضا اقبال دوست «صومعه سرایی»(1) * غلامرضا مرادی اقبال دوست شاعری معناگرا است. همهی دفتر شعر «دایناسورهای معاصر» از این تفکر حکایت دارد. او دغدغههای تمام نشدنی از وضع اجتماعی پیرامون خود دارد و اشیاء و عناصر و آدمهای دیدرس جامعهی اطراف او بنمایه شعری

برچسب: نویسنده: نیکا رفیعی تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 21:49

(مترسک 36) پرستوها کوچ کردند کلاغ ها پشت سرش قار قار می کنند و گنجشک ها به دست های خالی اش چشم دوخته اند مترسک همچنان روی یک پایش ایستاده است در توهم حکمرانی بر دشت ها (مترسک 37) به ریش دهقان می خندد مترسکی که هر صبح با بوسه ی گنجشک ها از خواب بیدار می شود (مترسک 38) دهقان مرده بود مترسک نمی دان

برچسب: نویسنده: نیکا رفیعی تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 21:49

حمیدرضا اقبالدوست هستم اهل و ساکن صومعه سرا در گیلان همیشه سبز و از علاقمندان فرهنگ و ادب پارسی به ویزه گونه های مختلف شعر که از تمام آنها بهره برده ام وگاه ناخنکی زده ام. شعر فرانو قالبی است که بعنوان کار اصلی انتخاب کرده ام و آنرا مناسب حال و هوای خود و روزگارمان یافته ام /این وبلاگ اسفند 1384 ثب

برچسب: نویسنده: نیکا رفیعی تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 21:49

(آزاد شهر) با دوده سیاه با نداری روسیاه و اعتراض پشت اش را خط خطی کرده بود شیرین بچه داری می کرد و فرهاد در دل کوه پتک می زد قناری نبود سیستم هشدار کار نمی کرد متان بود متان پشت متان که راه نفس را بست و انفجار راه معدن را و همچنان آن بالا آن بالا بالاها باری ادامه دارد کی بود کی بود من نبودم

برچسب: نویسنده: نیکا رفیعی تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 21:49

(میرزا قلی) آنقدر عکس های ریز و درشت روی دیوارها چسبانده بودند که اصلا به چشم نیامد اعلامیه ی خبر مرگ اش تا سوت و کور برگزار شود مراسم ترحیم اما می گویند در شمارش آرا بیشتر از خیلی کاندیداها رای آورده بود میرزا قلی برچسبها: میرزا قلی , انتخابات , ترحیمنوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم ارد

برچسب: نویسنده: نیکا رفیعی تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 21:49

(تنگه) نفتکش ها ناوهای جنگی قایق های تندرو دزدهای دریایی نمی دانم چرا راهنمای تور اصرار دارد که به آب های آزاد رسیده ایم (قل قل) قل قل سماور سیگارها خاموش روی لب فندک ها آماده ی اشتعال همگی چشم و گوش رو به تلویزیون در هیچ مسجدی اینگونه منتظر اذان ندیده ام همچون این قهوه خانه در غروب یک روز ماه

برچسب: نویسنده: نیکا رفیعی تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 21:49

صفحه بندی